دلنوشته های یک ذهن بیمار روانی

 

بار خداوند گا را...

مر تو را سپاس زین چنین الطافی در حق چنین بنده ای

تو را سپاس میگویم بابت لطفی چنین شگرف که  بنده حقیرت را نسبت به باقی

بندگانت آماده تر و مناسب تر میبینی و افتخار حضور آفریده های پاک و لایتناهی! و بس

عظیم و کلفتت را در ماتحت جات  این بنده حقیر عطا نمودی.

بار پرورد گا را...

گویند مغز مردان فقط قادر به انجام یک کار در یک زمان است و دو کار را نتواند، صمیمانه

امیدوارم مرد نباشی و قادر باشی حین لذت بردن وافر از گزینه بالا دست خود را دراز

نموده و از داروخانه الهی خود چند بسته "آلویز" برای این حقیر پرتاب کنی جهت مواقعی

که ذهنش دچار عادت ماهانه(عذر بپذیر، عادت همیشگی) میگردد که دیگر دستمال

کاغذی و توالت و ...  جوابگو نیست و جهت اطلاع عرض مینمایم که این قضیه به کل

زندگی کشیده شده و همه جا را رنگ سرخ زیبا و چشم نوازی فرا گرفته است.

بار خداوند گا را...

مر تو را سپاس زین که باعث شدی در این دنیا ونگ و وونگ خود آغاز نمایم اما دفعه بعد

که خواستی چنین کاری با روح لطیف و پاکم بنمائی از من بپرس که دوست دارم به کدام

دنیا روم که اگر این مهم ننمائی رودربایستی رابه کناری نهاده و ... آره

بار مهربان گا را...

مر تو را سپاس زین چنین دوستان نجیب و همچنین نانجیبی که هر کدام مهربان فرشته

اییند از سوی تو جهت روان سازی زندگیی من. زین تو را سپاس.

بار آمرزنده گا را...

تو را بابت همه لفط ها و بخشوش هایت شکور که همه مرهبونی توست و از سر

شفوقت. ولی با زبان الکن بندگی خود از تو بزرگ خواهشناکم که زین پس تو فقط همه

جوری نسبت به سرویس دهان من همت گمار و بالای غیرت خداوندیت ذره ای و کمتر از

ذره ایی به ما از سر شفوقت و بخشوش نظر میفکن تا در جمع نجیبان و نا نجیبان زبانم

دراز باشد که اگر اینچنینم خداوند گا را دارد مرا میآزماید و هی میآزماید و هی میآزماید تا

آنکه آزمائیدن بارگاهت پر شود.

بار قدرتمند گا را...

صمیمانه تو را میسپاسم و خرسند میگردم که اساعه مرا زین دنیای ا ن س ا ن ها خارج

نمائی و به دنیای شریف حیوانات وارد، که اینجا من کسی را نمیشناسم و آنجا سگی را

میشناسم که صرفا نجیب است و نجیب است و نجیب و او نیز مرا نیک میشناسد.اینجا

تلاشم بر شناسائی خودم بود و زین سبب به زبان این مردم سخن گفتم و کسی مر

نشناخت که با  آن سگ به زبانش سخن نگفتم و او مرا نیک شناخت. پس مرا با او

دمساز کن که راز خواندن از درون چشم همدیگر را نیک میدانیم و همدیگر را خوب درک

میکنیم. گر چنین کردی که از دنیای حیوانات تو را سپاس گویم تا وقتی که تو باشی و اگر

چنین نشد به شرافت خداوندیت قسم که دیگر زبان این ا ن س ا ن ها را نخواهم فهمید

و چشمهایم راخواهم بست و در چشمهایشان نخواهم نگریست و دیگر من خواهم بود و

یاد آن سگ که در دنیایی دیگر او را خواهم دید و از محشور شدن با او خرسند.

بار خداوند گا را...

تو خود هستی و خود.من اگر از تو هیچ نگرفته باشم این را تا ابد گرفتم که من نیز من

باشم من. مرهبونا خواهشن در این خصوص لفط کم نما و بگذار تا همچنان زین پس نیز

من باشم و من.

بار بخشنده گا را...

صحبت بسیار است و تاسف بابت این مهم که حال صحبت با تو نیست.

پس هر کاری که خواهی آن انجام ده که مرا هیچ تاثیری نپذیرد جز لبخندی بر لب که آن

نیز از سر شیطنت است و از برای در آوردن حرص تو که بیشتر بنمایی بر ما و ما بیشتر

لبخند بزنیم بر تو تا آنجا که به آنی مرا نیست نمائی که آنوقت کوس رسوایی تو را به

صدا درآورم که این قادر متعال کم آورد...

 

 

/ 7 نظر / 3 بازدید
الهام-دوستی

می گه: تو آمدی، مثل رگبار آمدی ، خیس شدم -------- تو اگر انبوه نبودی ، من شکفته می شدم!!!!!!!!!! مشکل زندگی ما آدمها از خدا نیست مهرداد عزیز، باور کن مشکل از خودمونه. نمیگم چرا توی این وبلاگ که اسمش هست " یه گوشه از لطف خدا" با خدا اینجوری صحبت کردی، چون واکنش آدمها توی شرایط مختلف با هم فرق می کنه، ولی خوشحالم که با صحبتهای امروز فهمیدم که این مهرداد نسبت به اون مهردادی که من 2 سال پیش می شناختمش ، 10 سال بزرگتر شده و با کنار اومدن با واقعیت ، همه چی رو ختم به خیر می کنه. شاید همین مسئله باعث شده که من این موقع شب نشستم با کسی که به لحاظ سنی چند سال از من کوچیکتره حرف می زنم و لذت می برم ،چون می دونم دارم باکسی حرف می زنم که می دونم می فهمه!! [لبخند]

AFSHIN

یا الله صابخونه هستی؟ یا الله به به داش مهرداد آقا قدم نورسیده مبارک یه دونه ی فقط خودتو عشقه آخه خدا به ما تحت این بندت چیکا داری

الهام-دوستی

[لبخند]

AFSHIN

می گن مردهای مجرد کمتر از مردهای متاهل عمر میکنند ، اما مردهای متاهل بسیار بیشتر از مردهای مجرد آرزوی مرگ می کنند.

mahdi

سلام زیباست خوشحال میشم سری به دست نوشته هام بزنید

سيد حسن...

...!!!وقتي از تو چندسال بزرگتره نه ميشه اونوگذاشت توي فريزر نه ميشه تورو گذاشت توي مايكروفر فقط ميشه با بزرگ كردن اندازه ي خوشي هاي الان، اندازه ي غمِ از دست دادنش توي فردا رو كوچيك كرد