به نام من به کام کی؟!!!

یه وختایی یه کارایی میکنم که از روی عقله. اما صرفا عقل!

اگه به کارایی که اطمینان دارم و مطمئنم که عاقلانه است و منم کاملا منطقی پس نباید

برگردم و به کارای که کردم با چشمی غیر عقلانی نگاه کنم.

دیگران اگه نشستن و میگن آفرین آفرین,,, گه اضافه میخورن. چون دیگران به جای من

زندگی نمیکنن. فقط نشستن کنار گود و هی زر میزنن.

اگه کارایی که میکنم برای خوش آمد دیگرانه! پس وای بر من.

منم که سنگینی کاری که کردم و کوهی که رو شونه هام گذاشتم رو باید تحمل کنم.

اگه اشتباه کردم, یا در کمال شهامت به اشتباهم اعتراف میکنم و در پس  جبرانش بر

میام یا مثه الاغ به راهم با اون وزنه سنگین رو دوشم ادامه میدم تا مثه جنازه بیفتم

وسط راه زندگیم و یکی از همون دیگران بیاد ورم داره و تا آخرش بشم خر همون دیگران!

من باید یاد بگیرم که به در و دیوار نزنم.

باید یاد بگیرم که یا رومی روم یا زنگی زنگ.

باید یاد بگیرم که دنیا رو میتونم بسازم اما نمیتونم چیزی رو به جبر عوض کنم.

باید یاد بگیرم که آسمان آبی است و درختان سبز و باید آنان را همانطور که هستند

دوست بدارم.

باید و نبایدها دارد این زندگی که چون اینچنین است زیباست.

و نیز باید بیاموزم که هر چیز زمان و فرصتی دارد که اگر بگذرد و اگر بپرد دیگر گذشته و

پریده.

و نیک میدانم که دیگران صرف بیان نظر خویش و اینکه ظاهرالامر به نفع بنده حقیر است

مشغول دواندن موش بدبخت هستند و اصلا به مخیله ام نمیرسد که یا قصد حسادت در

میان است و یا دوست دارند گه هایی که خود نتوانسته اند بخورند را با قاشق و دهان

من مزمزه کنند.

و بهتر از هر کسی میدانم که آخرالامر من هستم و من و تفکرات من و احساس من و

بدست آمده ها و از دست رفته های من.

و بهتر میدانستندم که سبویی بشکست و پیمانه ایی بریخت و دیگر من چندان غلطی

نتوان کرد.

و میدانم که بس است و هر کس را در گور خویش گذارند.

 

 

"بر گرفته از کتاب < به نام من به کام کی؟! > اثر جرج دبلیو کلینتون/نخست وزیر ترینیداد و توباگه

/ 4 نظر / 7 بازدید
مجید

خواهش میکنم بهم سر بزن و راهنماییم کن...ممنون

سمیرا

باید یاد بگیرم که آسمان آبی است و درختان سبز و باید آنان را همانطور که هستند دوست بدارم. این جمله خیلی کمکم کرد.....ممنون

سمیرا

همه سعیمو می کنم تا هیچ وقت یادم نره...مرسی

سمیرا

همه سعیمو می کنم تا هیچ وقت یادم نره...مرسی