زندگی...

 

 

 

.

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ

 

این بود زندگی

 

 

.

.

حسین پناهی

/ 1 نظر / 7 بازدید
راد ,..~*¨¯*•فروغ لايزال,.-~*´¯¨*•

دلهايتان در سكون خود اسرار ايام و ليالي را مي داند . ولي گوشهايتان در اشتياق گوش به زنگ است كه آهنگ دل دانايتان را بشنود. شما ازراه كلمات پي خواهيد برد آنچه را همواره در فكرتان بر آن واقف بوديد. شما با سر انگشتان برهنه تان آرزوهايتان را لمس خواهيد كرد و چه نيكوست چنين كاري. سرچشمه نا پيداي روح شما نيازمند جوشيدن و روان گشتن است تا زمزمه كنان به دريا بپيوندد و گنجينه ناشناس تان را بسنجد و در پي آن نباشيد كه عمق معرفت خود را با چوبدست يا عمق سنج اندازه گيري كنيد زيرا كه اين خودي شما بيكران و نا محدود است. هرگز مگو: حقيقت را يافته ام بلكه بگو: حقيقتي را يافته ام . مگو: مسير روح را يافته ام بلكه بگو: در مسيرم با روح روان رو به رو شده ام زيرا روح بر تمام مسيرها روان است. روح نه بر خطي معين روان است و نه چون ني مي رويد روح چون نيلوفر آبي كه گلبرگهايش فزون از شمار باشد به شگفتي مي گرايد. جبران خليل جبران [گل] سلاممممممممم و یا علی مدد