یه روزی هم میرسه که دیگه نمیشه گفت عجب صبری خدا دارد...

 

.

.

.

وقتی صدا از بلندگوها  نمیاد چن حالت داره...

یا خراب شدن و یه اپراتور جدید داره باهاشون ور میره تا یه صدایی ازشون در بیاره

یا جهتشون رو عوض کردن و واسه یکی دیگه دارن آواز میخونن

یا گوشخراش شدن و زنگ زدن و پاکی اولیه رو ندارن و دیگه صدای پاک و تمیزی ازشون

در نمیاد

یا مشغول تبلیغات بلندگویی هستن (بلندگوها رو هم که میشناسی، ذاتشون دروغ رو

فریاد زدنه)

یا آوازه خونه یه آوازه خون دیگه شدن

یا چن تا چیز دیگه...

اما هرچی که هس بلندگو هستن و تاریخ مصرف دارن. بعد یه مدتی یا زنگ میزنن و

قیژ قیژ میکنن و میندازنشون دور و یا تکنولوژی جدیدترشون میاد و بازم میندازنشون دور.

ذات بلندگو اینه که از خودش صدایی نداره و فریادکش صدای دیگرانه.

یه روزی میرسه که استاد بلندگو ساز بلندگوهای زنگ زده قیژقیژی رو حتی ذوب نمیکنه

که از بازیافتشون دوباره بلندگو بسازه بلکه میندازتشون تو زباله دان زندگی.چون زنگ

زدگیشون، زنگ زدگی رو ترویج میده

و اونوخته که هیچکدوم از اون صداهای دلربای نخراشیده نمیتونن نظر استاد بلندگو ساز

رو عوض کنن.

اونوخته که استاد بلندگو ساز ازشون میپرسه که چرا قدر صدای راستین خودتون رو

ندونستین. شماهایی که میتونستین بواسطه یه صدای صادق، صدایی از بطن وجود

خودتون داشته باشید چرا شدین آوازه خونه هر آوازه خونی. چرا گذاشتین هر اپراتوری

بیاد و باهاتون ور بره تا یه صدایی ازتون در بیاد.چرا نخواستین مثه پینوکیو که آدم شد

شما هم از بلندگو بودن در بیاین.

استاد بلندگو ساز با کسی شوخی نداره.

یه روزی باید جواب تمام این آوازه خونی ها رو داد.

اون روز دیر نیست...

.

.

.

 

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
راد ,.~*¨¯*•فروغ لايزال,.-~*´¯¨*•

منو تو آغوشت بگیر خدا ، می خوام بخوابم آخه تو تنها کسی بودی که دادی جوابم منو تو آغوشت بگیر ، می خوام برات بخونم روی زمین چقد بده ، می خوام پیشت بمونم کی گفته باید بشکنم تا دستمو بگیری خسته شدم از عمری غربت و غم و اسیری کی گفته باید گریه ی شبامو در بیاری تا لحظه ای وقت شریفت واسم بذاری .[گل] سلام و یا علی مدد

MRT

جالب بود برادر خوشم اومد

راد ,.~*¨¯*•فروغ لايزال,.-~*´¯¨*•

دادا سلام میگم یه موقع اونورا نیایی ها ! اونجا سگ بستم پاچ تو می گیره [چشمک]مهردادی برای هفته دیگه کار و ... ردیف کن 5 شنبه یه دو روزی بریم شمال برگردیم . خبرم کن .... یا علی مدد

راد ,.~*¨¯*•فروغ لايزال,.-~*´¯¨*•

از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟ گفت : چهار اصل 1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم 2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم 3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم 4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم