نمی دانم...

 

 

.

زنده ایی یا که مرده، نمی دانم.

باید آیا به دنبال تو همه جا را بگردم

یا شامگاهان

بر مرگ زودرس تو گریه سر دهم؟

این همه برای توست: دعای روزانه ام،

سودای بی سامان شب های بی خوابی ام،

عشقی که در نگاهم لو می رود،

و تمامی شعر هایم _ چون فوج پرندگان سفید.

تو در خون منی آنگونه که هرگز هیچ کسی نبوده،

هرگز کسی چنین عشق دردآلودی برایم به ارمغان نیاورده،

نه حتی او که صلیب من شده بود،

نه حتی او که عاشقم شد و بعد فراموشم کرد.

 

.

آنا آخماتووا

 

.

/ 2 نظر / 3 بازدید
شبنم

باید زبانِ قاصدک‌ها را یاد بگیرم باید بدانم این ابرِ مهربان که سه‌روز است پشتِ پنجره مانده چرا نمی‌بارد باید بفهمم نسیمی که این روزها هر صبح، پشتِ در است چه می‌گوید

یه جیزینقیلی حرف با تو ...

سلام ... مدتی هست که به خاطر خونه تکونی و ... نتونستم به دوستان سر بزنم ... زندگی متاهلی خیلی با روزهای خونه پدری فرق داره ... هزار تا مسئولیت داری که دیگه کمتر وقت مال خودت بودن رو پیدا می کنی . قالب جدید رو ندیده بودم . خیلی بهتر از قالب تاریک قبلیت هست ... مبارک باشه . روهای خوبی در پیش داشته باشی ...